«طنزي است هولناك با فضايي وهمآلود و خفه. طنز سياه خنده است، اما خنده يك اسكلت در پيچ و خم درهاي مهآلود! طنز سياه با «ادگار آلنپو» آغاز شد.»
200 سال پيش، هنوز سينمايي وجود نداشت تا بتوان راجع به ژانر وحشت سخن گفت، اما در آن سالها ادبيات داستان در حال زايش گونهاي از داستان بود كه با خواندن آن خواننده دچار هراس ميشد و عناصر وحشتآفرين نهتنها در حوادث داستان وجود داشت، بلكه اين وحشت در كلمه به كلمه داستان موج ميزد و اين زايش در روزگار يك نويسنده آمريكايي نهفته بود كه به دشواري هرچه تمامتر سپري شد. با پايان تلخ و هراسانگيز مثل دنياي داستانهايش!
ادگار آلنپو
ادگار آلنپو، نويسنده، شاعر و منتقد ادبي 19ژانويه 1809 در شهر بوستون آمريكا چشم به جهان گشود. پدر و مادرش هنرپيشههاي دورهگرد بودند و پدرش خيلي زود خانواده را ترك كرد و مادر نيز بر اثر سل درگذشت. پس از آن سرپرستي او به يك تاجر ثروتمند سپرده شد و ادگار كوچولو تحت يك تربيت غيرمعمول قرار گرفت. او به قدري با پدرخواندهاش مشكل داشت كه مدام از خانه فرار ميكرد. پس از مدتي كه تحت سرپرستي قرار داشت با پذيرفته شدن در دانشگاه ويرجينيا، آزادي بيشتري يافت، اما طولي نكشيد كه حمايتهاي مالي خانواده قطع شد و او تحصيل را ترك كرد.ادگار 27 ساله بود كه با دخترعموي 13سالهاش ازدواج كرد و اين زندگي بيش از 12 سال طول نكشيد و همسرش به دليل بيماري سل درگذشت. اين حادثه آغازگر دشوارترين سالهاي زندگي ادگار آلنپو بود كه البته 2 سال بيشتر طول نكشيد، چرا كه او سال 1849 در 40 سالگي بدرود حيات گفت.
ترك خانواده توسط پدر، مرگ مادر، كشمكش هميشگي، ناپدري، ترك تحصيل، محروم شدن از ارث، استخدام در ارتش و ترك خدمت، فوت همسر و از همه مهمتر تنگدستي مادامالعمر در نوع تفكر او در شعرها و داستانهايش تاثير گذاشت و شايد تمام اين حوادث در شكلگيري طنز سياه در ادبيات تاثير داشته است.مرگ ادگار آلنپو، هفتم اكتبر 1849 هنوز هم در هالهاي از ابهام و رمز و راز قرار دارد. او در اين روز، در حالي كه 4 روز قبل در سوم اكتبر، در جوي خيابان بيهوش افتاده بود، درگذشت، بدون اين كه به صورت مشخص، دليل مرگ او روشن باشد. او 4 روز در حال مرگ و زندگي به سر برد و هذيان گفت. از وهم، از شبح و از بيماري سخن گفت، اما نتوانست بگويد كه چه بر سر او آمده است.نخستين نوشتههاي چاپ شده پو، 3 مجموعه شعر بودند كه در سالهاي 1827 تا 31 18منتشر شدند. يكي از اين مجموعهها ، «تيمور لنگ و اشعار ديگر» نام داشت كه شاعر در اين قطعه، اعترافات تيمور خونخوار را در شبي از زندگياش شرح ميدهد كه اسرار قلب سياه خود را فاش ميكند و نقل ميكند كه چگونه عشق به يك زن، او را به فتح كشورها واداشت. دومين منظومه شعري او كه شايد مهمترين اشعار او و شناخته شدهترين آنهاست، «كلاغ سياه و ساير اشعار» يا «كلاغ» نام داشت. شعر كلاغ او در ايران معروفترين اثر پو به شمار ميرود.اما آثار داستاني او، مهمتر از اشعار اوست و در تاريخ ادبيات اثر ماندگاري بر جاي گذاشته است كه از آن جمله بايد به «نقاب مرگ سرخ»، «گربه سياه» و «قلب قصهگو» اشاره كرد كه اين آثار براي داستان كوتاه يك الگو به شمار ميرفت و از آنجا كه 20 سال قبل از زندگي «آنتوان چخوف» به عنوان بهترين نويسنده داستان كوتاه، روزگار پو به سر رسيده است، حائز اهميت بسياري است.از آثار شعري او بايد به اعراف، تيمور لنگ، آنابل لي، زنگها، شهري در دريا، امرورادو، قصر جنزده، لنور، كلاغ و اولالوم اشاره كرد. از او بيش از 120 اثر منتشر شده است.آثار ادگار آلن پو، تاثير چشمگيري بر ادبيات بعد از خود گذاشت.داستان كوتاه به عنوان يك گونه ادبي رايج، از ادگار آلنپو آغاز شد و توسط چخوف به تكامل رسيد. پو همچنين يكي از پايهگذاران داستان پليسي، علمي، تخيلي و وحشت شمرده ميشود. نوع طنز او كه امروزه طنز سياه ناميده ميشود، تاثير بسيار شگرفي بر ادبيات گذاشته است.برخي از مهمترين آثار داستاني او عبارتند از: گربه سياه، قلب قصهگو، سوسك طلايي، داستانهاي شگفتانگيز، زنده به گور، برنيس، صندوق آمنتيلاو، زوال خاندان آشر، قورباغه، لژيا، نقاب مرگ سرخ، قتل در خيابان مورگ، مفاك و آونگ و شب هزار و دوم شهرزاد.
شاعري و نويسندگي ادگار آلنپو بر نويسندگان و شاعران بعد از او در آمريكا، انگلستان و فرانسه تاثير گذاشت. آنچنان كه نميتوان از شاعري چون «والت ويتمن» انگليسي و «شارل بودلر» كه آثار پو را به فرانسه ترجمه كرده و صاحبناماني چون «ويليام فاكنر»، «هرمان ملويل»، «استفان مالارمه»، «فئودور داستايوفسكي»، «اسكار وايلد»، «لوئيس بورخس» و «توماس مان» نام نبرد. هر كدام از اين مشاهير ادبيات، به نوعي از نوشتههاي آلنپو تاثير پذيرفتهاند. بويژه نظريههاي زيباييشناسي او توسط بودلر و سمبوليستهاي فرانسوي را تحت تاثير قرار داد و از همين طريق روي ساير اروپاييها اثر گذاشت. گرچه بودلر و مالارمه بيش از سايرين در معرفي آلنپو به غيرآمريكاييها نقش داشتند، «آدورنو» او را خالق هنر كامل و خيالپردازي برجسته ميداند و داستايوفسكي سبك او را تركيب خيال و واقعيت مورد اشاره قرار ميدهد و در نهايت برخي منتقدان «ارسيتا» اثر «ناباكوف» را اثري به تقليد از نوشتههاي آلنپو ميدانند.ادگار آلنپو، معتقد بود كه بايد بتوان داستان را در يك نشست خواند. به نظر او كوتاهي، سوژه عالي و صرفهجويي در واژگان از صفات مهم داستان خوب هستند. او گفته است: «در نوشتن داستان كوتاه بايد هدف، تاثير واحد باشد و تمام اهداف جنبي بايد كنار بروند و تمام كلمات و عناصر داستان بايد به اين سمت هدايت شود».چهره هولناك و هميشه حاضر مرگ و احساس گناه قهرمانان داستانهاي پو، پيشدرآمدي است كه توسط داستايوفسكي تكامل يافت و شايد همين داستانهاي كوتاه بود كه دستمايه اثري بزرگ چون «جنايات و مكافات» شد.پو بينشي ژرف به عمق درون پديد ميآورد و با كلمات ساده نشان ميداد كه مرز ميان عقل و جنون تا چه حد باريك است.موضوع اغلب آثار پو، مبارزه دائم با فقر مالي است. بايد يادآور شويم كه پو اولين نويسندهاي بود كه سعي كرد از طريق نويسندگي امرارمعاش كند.بيراه نيست كه او از چهرههاي مهم ادبيات مدرن جهان به شمار ميرود و يكي از نويسندگان پيشرو زمان خود است. او نهتنها يك شاعر و نويسنده است بلكه به دليل تسلطش بر فن نويسندگي، يكي از نظريهپردازان ادبيات آمريكا نيز هست.








81e906896da72b3039ab9ac34addbd36.jpga11a47dcbb4060a7a4b643b7b903b7ae.jpga63b95e9c93b7c36ce12e8f6529a901b.jpgbe11b98041c25d1afd696514f374ff85.jpg41fd2f379da083cf5f14f8024bf2de67.jpgee11a2ddbea896abaa948bbdd6fe2596.jpge1e28ba3b95b8c482846ee9dc83b5b84.jpgc5f8c5f17369f09f791a51eb6db3da6b.jpg










