آن شير دلاور كه براي طمع نفس بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود
آن لحمک لحمی ، بشنو تا که بدانی آن یار که او نفس نبی بود علی بودموسی و عصا و ید بیضا و نبوت در مصر به فرعون که بنمود ، علی بودعیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت آن نطق و فصاحت که در او بود علی بودخاتم که در انگشت سلیمان نبی بود علی بود آن نور خدایی که بر او بود علی بود
آن شاه سرافراز که اندر شب معراج با احمد مختار یکی بود علی بود محمود نبودند کسانی که ندیدند کاندر ره دین احمد محمود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود علی بود چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم از روی یقین در همه موجود ، علی بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن هم عابد و هم معبد و معبود ، علی بود این کفر نباشد ، سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود






