خلاصه داستان:
آئوشیکا، یک معلم ساده و مطلقهست که در یکی از شبهای مستی
شاهد قتل پسری جوان به دست عدهای خلافکار بوده و بیهوش میشود. پس از به هوش آمدن
متوجه میشود تمامی خلافکاران کشته شده و اثری از جنازه پسر نیست. صبح روز بعد
هنگام ورود به مدرسه با همان پسری رو به رو میشود که شب پیش کشته شده بود...









